
هشتاد وسه

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
… وقتی که پدرم مرد ، نوشتم : پاسبان ها همه شاعر بودند.
حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه، آن طرف سکه بود و گرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر ماندهام که از روشنی حرف بزنم …
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
هشتاد و پنجدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.شب، شب، شب!آیا شب یک اتفاق است ؟شبِ مردن، شب تولد !آیا شب یک حس است؟شب دشوار،شب هموار!آیا شب یک اندازه است؟شب بلند ،شب کوتاه!آیا مکان است؟در ابتدای شب،در امتداد شب،در انتهای شب!آیا شب رنگ است؟شبِ روشن،سفیدشبِ تاریک،سیاه!آیا شب یک شخص است؟شب ظالم،شب عاشقشب دشوار !من یک شب زنده دارم !نمی دانم شب چیست یا کیست؟فقط این را می دانم که شبرفیقی وفادار است ؛شب و سکوتدر دلم حلول می کنند ،هرشب با ماه وستاره، قایم باشک بازی م
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
هشتاد وششجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.بی بی مریم بختیاری از زنان تحصیل کرده و روشنفکری بود که به طرفداری از حقوق زنان و آزادیخواهانِ جنبشِ مشروطه برخاست. وی به دلیل زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشینِ خان بود عدهای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان میپرداخت.بیبیمریم، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب میشد. وی طی نامه ها و تلگرافهای مختلف بین سران ایل و سخنرانیهای مهی
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43

هشتاد و هفت

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
تلخم...
بی حوصله...
سیگار می کشم،گاهی فراموش می کنم که تازه یکی را خاموش کرده ام،
یکی دیگر را روشن می کنم،
تلخم ...
تلخ تر از زهر مار...
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
هشتاد و نهدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.فراموشکار است، هر ماجرا را بدون آنکه به یاد داشته باشد چند بار تکرار می کند ، همان رفتار همان ،حرفها ،همان واکنش ...میل شدیدی به بازی دارد، هماورد می خواهد ،باور نمی کند ،وقتی می گویم ،من هماوردت نیستم ،خیلی هنر کنم دوستت و همراهت باشم...خسته ام و میل شدیدی به خواب دارم ،سرم درد می کند ،چشم چپم می تپد ،اما خواب بدقول است ،هر شب وعده می دهد سر شب می آیم ،اما زودتر از سپیده دم به سراغم نمی آید ،نمی دانم کجا می رود ،خوش می
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43

نود و یک

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک گر به دام افتد تحمل بایدش
حافظ
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43
نود و دو
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
می گویی؛ - عجب سالی! می گویم؛ -عجب سالِ پر بارانی! می گویی؛ - باران رحمت؟ می گویم؛ - اندکی باران رحمت و بسیار باران زحمت ... می گویی؛ - وعشق ؟ می گویم؛ - در پناهِ چتر پاره ای ،زیر بارش مدامِ زحمت و نکبت... می گویی ؛ - پس فقط خدا به داد امان برسد... می گویم؛ - مگر نمی دانی رفیق ! خدا یا خواب است، یا اراده کرده کاری به کار ما نداشته باشد...برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:43


امروز ۱۲ آذر روز جهانی معلولین بود ،ضمن بزرگداشت این روز آرزو می کنم ،در هیچ کجای جهان هیچ انسان متفاوتی چه از نظر جسمانی و چه از نظر فکری ،بخاطر تفاوتش رنج نبرد و همانند همه افراد جامعه از حقوق برابر برخوردار باشد و مورد احترام همگان قرار گیرد.

آمار سایت
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14


… وقتی که پدرم مرد ، نوشتم : پاسبان ها همه شاعر بودند.
حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه، آن طرف سکه بود و گرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر ماندهام که از روشنی حرف بزنم …
کتاب هنوز درسفرم ،سهراب سپهری

آمار سایت
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
هشتاد و چهارمن این ایوان نُه تو را نمی دانم نمی دانممن این نقاش جادو را نمی دانم نمی دانممرا گوید مرا هرسو، تو اِستادی بیا این سو،که من آن سوی بی سو را نمی دانم نمی دانممرا جان طرب پیشه ست که بی مطرب نیارامدمن این جان طرب جو را نمی دانم نمی دانمچو طفلی گم شدستم من ، میان کوی و بازاریکه این بازار و این کو را نمی دانم نمی دانممرا سیلاب بربوده مرا جویای جو کردهکه این سیلاب واین جو را نمی دانم نمی دانمچو مردان صف شکستم من به طفلی باز رستم منکه این لالای لولو را نمی دانم نمی دانمتو گویی شش جهت منگر
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
هشتاد و پنجشب، شب، شب!آیا شب یک اتفاق است ؟شبِ مردن، شب تولد !آیا شب یک حس است؟شب دشوار،شب هموار!آیا شب یک اندازه است؟شب بلند ،شب کوتاه!آیا مکان است؟در ابتدای شب،در امتداد شب،در انتهای شب!آیا شب رنگ است؟شبِ روشن،سفیدشبِ تاریک،سیاه!آیا شب یک شخص است؟شب ظالم،شب عاشقشب دشوار !من یک شب زنده دارم !نمی دانم شب چیست یا کیست؟فقط این را می دانم که شبرفیقی وفادار است ؛شب و سکوتدر دلم حلول می کنند ،هرشب با ماه وستاره، قایم باشک بازی می کنم،هر شب !حروف و کلمات تازه ، وجودم را پر می کنند،خروس می خواند می خ
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
هشتاد وششبی بی مریم بختیاری از زنان تحصیل کرده و روشنفکری بود که به طرفداری از حقوق زنان و آزادیخواهانِ جنبشِ مشروطه برخاست. وی به دلیل زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشینِ خان بود عدهای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان میپرداخت.بیبیمریم، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب میشد. وی طی نامه ها و تلگرافهای مختلف بین سران ایل و سخنرانیهای مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی ش
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14


تلخم...
بی حوصله...
سیگار می کشم،گاهی فراموش می کنم که تازه یکی را خاموش کرده ام،
یکی دیگر را روشن می کنم،
تلخم ...
تلخ تر از زهر مار...

آمار سایت
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
هشتادوهشتاین سرزمین عادت دارد درد را در سکوت بکشد. آدمهایش ایستاده فرسوده میشوند؛ نه از نایستادن، که از زیاد ایستادن. ریشهها در خاک ماندهاند، اما باد هر روز شدیدتر میوزد. کسی نمیپرسد چرا درخت خم شده، همه تعجب میکنند که چرا هنوز نشکسته است. در این روزها، آدمها به هم نگاه میکنند بیآنکه چیزی بگویند، چون کلمات یا گران شدهاند یا خطرناک. اما نگاهها هنوز کار خودشان را میکنند؛ هنوز میفهمانند که «تنها نیستی». زندگی همین است در این خاک: ادامه دادن، حتی وقتی دلیل روشنی برای ادامه نیست.محمود_
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
هشتاد و نهفراموشکار است، هر ماجرا را بدون آنکه به یاد داشته باشد چند بار تکرار می کند ، همان رفتار همان ،حرفها ،همان واکنش ...میل شدیدی به بازی دارد، هماورد می خواهد ،باور نمی کند ،وقتی می گویم ،من هماوردت نیستم ،خیلی هنر کنم دوستت و همراهت باشم...خسته ام و میل شدیدی به خواب دارم ،سرم درد می کند ،چشم چپم می تپد ،اما خواب بدقول است ،هر شب وعده می دهد سر شب می آیم ،اما زودتر از سپیده دم به سراغم نمی آید ،نمی دانم کجا می رود ،خوش می گذراند؟ هرزه گردی می کند؟ یا نه او جوانمرد است و آن قدر کنار رختخو
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14
نودچرا در کشورِ شما هیچ آدمی نمیخندد؟دوستِ صمیمیامکه تراژدی و اندوه و غربت رادرچشمانت میخوانمما مردمی هستیم که شادی را نمیدانیم!بچههای ما تاکنون رنگین کمان ندیدهانداینجا کشوری استکه درهای خود را بسته استو اندیشیدن و احساس را لغو کرده است!کشوری که به کبوتر شلّیک میکند،و به ابرها و ناقوسها.اینجا پرنده پروایِ پریدن نداردو شاعرهراس از شعر خواندن!اینجا کشوری استکه راهی برای پیمودن نداردحتی مگس از پریدن میترسدو شب شعری برگزار نمیشود!اینجا کشوری استکه نیمی از آن سیاهچال استنیمِ دیگر نگهبان !م
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14


ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک گر به دام افتد تحمل بایدش
حافظ

آمار سایت
برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14